|
˙·٠•●♥عاشقان ظهور ♥●•٠·˙
جمعه 25 اسفند 1391 :: 23:35 :: نويسنده : sodagar
علی اصغر خوشبو ترين گل گلاب كربلا منم شيوا ترين نواي ني نينوا منم با خون نوشته روي گلويم كليم عشق باب الحوائج حرم مصطفي منم با تير عشق هستي خود را فروختم بازار عشق را به تبسم بها منم خون گلوي من به همه دردها دواست درمان دردهاي دل بي دوا منم با دست كوچكم گره ها باز مي شود مردم علي اصغر مشكل گشا منم نامم علي اصغر و در كشتي حسين هم بادبان و لنگر و هم ناخدا منم اي حرمله به بيشۀ ما بيهوده ميا چون شير كوچك حرم لا فتي منم آوازه شجاعت من تا به عرش رفت خيبر گشاي ديگر خيبر گشا منم اين دست هاي كوچك من دست حيدري است شش ماهه اي كه كشته شد بي صدا منم حاج داود داللهي(قطره)
درباره وبلاگ گفتم که از فراغت عمریست بی قرارم گفت از فـــراق یاران من نیز بی قرارم گفتم به جز شما من فریاد رس ندارم گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم گفتم که یاوررانت مظلوم هر دیــارند گفتا مرا ببینند مظلــــــــــوم روزگارم گفتم که شیعیانت در رنـج و در عذابند گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو گفتا که من شب و روز در انتظار یارم گفتم به شــــیعیانت آیا پیـــــام داری گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم گفتم که ای امامم از ما چرا نهانــــــی گفتا به چشم محرم همواره آشکارم گفتم به چشم انوار آیا که پا گـــذاری گفتا که شستشو ده شایدکه پا گذارم موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|