˙·٠•●♥عاشقان ظهور ♥●•٠·˙
یکشنبه 17 شهریور 1392 :: 11:59 ::  نويسنده : sodagar
 
 
 
روسـَريـت رآ בرسـت بـبـَنـב ... لـبآسـهآيـَت پـوشـيـבه بآشـَב ...
آرآيـِش نـَكـن ... حـَتـے اگـہ رآه בآره زيـبآ هـَم نـَبآش ...
בخـتـَرَك پـنـهـآن كـن خـويـش رآ ... اينـجآ ايـرآن اسـت ...
از בيـב مـَرבم اينـجآ ... اگـَر زشـت بآشـے هـَرزه اے ...
اگـَر زيـبآ بآشـے فـآحـشــہ ...
اگـَر سـَرב بآشـے ميـگويـَنـב قـيـمـَتـَش بآلآسـت ...
בخـتـَرَك ايـن جـآ زَن بـوבَن בل شـيـر مـے خـوآهـَב ...
 
 
 
دانلود فیلم با لینک مستقیم
دانلود فیلم با لینک مستقیم

اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

درباره وبلاگ

گفتم که از فراغت عمریست بی قرارم گفت از فـــراق یاران من نیز بی قرارم گفتم به جز شما من فریاد رس ندارم گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم گفتم که یاوررانت مظلوم هر دیــارند گفتا مرا ببینند مظلــــــــــوم روزگارم گفتم که شیعیانت در رنـج و در عذابند گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو گفتا که من شب و روز در انتظار یارم گفتم به شــــیعیانت آیا پیـــــام داری گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم گفتم که ای امامم از ما چرا نهانــــــی گفتا به چشم محرم همواره آشکارم گفتم به چشم انوار آیا که پا گـــذاری گفتا که شستشو ده شایدکه پا گذارم
موضوعات
پيوندها
نويسندگان



                    
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران