˙·٠•●♥عاشقان ظهور ♥●•٠·˙
جمعه 10 مرداد 1393 :: 11:50 ::  نويسنده : sodagar

 

 

 

 

صادق آل مصطفی      رفته از دنیا

رخت عزا شد بر تن مادرش زهرا

واویلا واویلا...آه و واویلا

ای آسمان خون گریه کن در غم صادق

عالم شد حسینیه ی ماتم صادق

واویلا واویلا...آه و واویلا...

شده ز غربت خونجگر   موسیِ جعفر

دیده امشب داغ پدر    موسی بن جعفر

واویلا واویلا...آه و واویلا

زهر جفا آتش زده بر دل مولا

خنده ی ستم بر لب  قاتل مولا

واویلا واویلا...آه و واویلتا

آن آقایی که خدایی کند دلها را

احادیثش کربلایی کند دلها را

به فاطمه(س)نور دو عین حضرت صادق

بانی روضه ی حسین حضرت صادق

چون خانه اش آتش گرفت رئیس مذهب

زنده شد در دل زارش روضه ی زینب

خیمه های آل عبا آتش گرفته

دامان طفل بی نوا آتش گرفته

ما بین حرم تا میدان لاله ها پرپر

آن طرف تر در قتلگاه پیکری بی سر...


اين مطلب را به اشتراک بگذاريد :

اشتراک گذاري در بالاترين اشتراک گذاري در دنباله اشتراک گذاري در وي ويو اشتراک گذاري در کلوب اشتراک گذاري در گوگل ريدر اشتراک گذاري در خوشمزه اشتراک گذاري در فيس بوک اشتراک گذاري در فرندفيد اشتراک گذاري در google buzz اشتراک گذاري در توييتر ايميل کردن اين مطلب

درباره وبلاگ

گفتم که از فراغت عمریست بی قرارم گفت از فـــراق یاران من نیز بی قرارم گفتم به جز شما من فریاد رس ندارم گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم گفتم که یاوررانت مظلوم هر دیــارند گفتا مرا ببینند مظلــــــــــوم روزگارم گفتم که شیعیانت در رنـج و در عذابند گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو گفتا که من شب و روز در انتظار یارم گفتم به شــــیعیانت آیا پیـــــام داری گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم گفتم که ای امامم از ما چرا نهانــــــی گفتا به چشم محرم همواره آشکارم گفتم به چشم انوار آیا که پا گـــذاری گفتا که شستشو ده شایدکه پا گذارم
موضوعات
پيوندها
نويسندگان



                    
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران