|
˙·٠•●♥عاشقان ظهور ♥●•٠·˙
امشب رسد از سامره بوی گل نرگس / گلها همه چشماند به سوی گل نرگس یعقوب شنیده است بـوی پیرهن امشب / مهدی زده لبخند به روی حسن امشب میلاد منجی عالم بشریت بر عاشقان مبارک باد چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 14:36 :: نويسنده : sodagar
ادامه مطلب ... چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 14:25 :: نويسنده : sodagar روحاني شهيد غلام رضا عليزاده «ما گناهکاران درگاه خداوندي، ما سربازان خميني، ما جانبازان حسيني،آگاهانه و با بصيرت کامل اين راه را انتخاب کرديم و به نداي «هل من ناصر ينصرني » خميني لبيک گفته، و عاشقانه آغوش خود را براي استقبال ازشهادت گشوديم; چرا که عزت و شرف اسلام و آن امانت الهي که از شهداي بدر واحد و کربلا گرفته ايم تنها با جهاد و مجاهده در راه خداست که به مقصدنهايي خود که همان انقلاب حضرت بقيه الله الاعظم(عج) است مي رسد.
پس، اي اهل دنيا و اي امت مسلمان، بدانيد هجرت وسيله ما، جهاد سلاح ما، وشهادت سعادت ماست که حقيقتا رستگاري دو عالم در زير شمشيرها و سنگرها به دست مي آيد.»
چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 11:50 :: نويسنده : sodagar چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 11:34 :: نويسنده : sodagar چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 11:21 :: نويسنده : sodagar چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 10:32 :: نويسنده : sodagar فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوهُ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ.
هر حديثی که براي شما نقل کردند اگر مطابق قرآن بود آن را بگيريد و اگر خلاف قرآن بود آن را ترک کنيد. الكافی، ج1، ص۶۹ چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 10:31 :: نويسنده : sodagar امام باقر(ع):
إِذَا حَدَّثْتُكُمْ بِشَيْءٍ فَاسْأَلُونِي مِنْ كِتَابِ اللَّهِ. زمانیکه حدیثی گفتم از من بپرسيد كجاى قرآنست. چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 10:20 :: نويسنده : sodagar خواهری داد می زد گریه می کرد،می گفت:می خواهم صورت برادرم را ببوسم... اجازه نمی دادند. یکی گفت:خواهرش است،مگر چه اشکالی دارد؟بگذارید برادرش را ببوسد. گفتند:شما اصرار نکنید نمی شود...این شهید سر ندارد !
چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 01:46 :: نويسنده : sodagar امام حسن العسكرى(علیه السلام) فرمودند:
ادامه مطلب ... درباره وبلاگ گفتم که از فراغت عمریست بی قرارم گفت از فـــراق یاران من نیز بی قرارم گفتم به جز شما من فریاد رس ندارم گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم گفتم که یاوررانت مظلوم هر دیــارند گفتا مرا ببینند مظلــــــــــوم روزگارم گفتم که شیعیانت در رنـج و در عذابند گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو گفتا که من شب و روز در انتظار یارم گفتم به شــــیعیانت آیا پیـــــام داری گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم گفتم که ای امامم از ما چرا نهانــــــی گفتا به چشم محرم همواره آشکارم گفتم به چشم انوار آیا که پا گـــذاری گفتا که شستشو ده شایدکه پا گذارم موضوعات آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها نويسندگان |
||
|
|